سلاخی والیبال در میانه آتش
لوازم ورزشی: لیگ ملت های والیبال 2026 برای ایران از بامدادان 21 خرداد و در خاک برزیل با دو باخت شروع شد.
ریحانه اسکندری؛ لیگ ملت های والیبال ۲۰۲۶ برای ما از صبح ۲۱ خرداد و در خاک برزیل شروع شد. دو بازی، دو شکست؛ یکی در مقابل میزبان مدعی که در آن فراتر از انتظار ظاهر شدیم و پایاپای جنگیدیم اما نشد، و دیگری برابر بلغارستان، آن هم در شرایطی که فاصله میان این دو مسابقه سنگین حسی حتی نزدیک به ۲۰ ساعت هم نبود! اما طبق روال، بوی باخت که بلند شد، منتقدان همیشه در صحنه و موج سواران فضای مجازی از پناهگاه های خود بیرون آمدند تا این تیم جوان را به رگبار نفرت پراکنی ببندند.
می پرسم؛ آقایان کارشناس، کلاهتان را بالاتر بگذارید؛ آیا چشمتان را روی بدیهیات بسته اید یا خودتان را به خواب زده اید؟
آماده سازی در بین آتش و تعلیق
چگونه می توان از تیمی انتظار معجزه در گام اول داشت وقتی کشور در شرایط جنگی بوده است؟ آیا ترکش های این وضعیت به بدنه والیبال به هدف خوردن نکرد؟ یادمان رفته که لیگ برتر والیبال ما ابتدا به خاطر اعتراضات و سپس به خاطر شرایط جنگی کلا لغو شد؟ حتی لژیونرهای خارج از کشور ما هم برنامه ریزی شان به هم ریخت و ساختار تمرینی شان نابود شد.
بچه های تیم ملی اصلاً فرصت آماده سازی نداشتند. آنها حتی نتوانستند یک تمرین درست و بی دغدغه را پشت سر بگذارند، چه برسد به برگزاری بازیهای تدارکاتی مناسب؛ سهم این تیم از دیدارهای دوستانه قبل از تورنمنت بزرگ، فقط و فقط «یک بازی» بود!
در همین حال، ضعیف ترین تیم های حاضر در این مسابقات، در شرایط کاملا عادی در لیگ های باشگاهی خود بازی کردند، در آرامش تمرین کردند و با بهترین پکیج آماده سازی قدم به مسابقات گذاشتند. چگونه این تفاوت ساختاری و روانی را در تحلیل های خط کشی شده تان جا می اندازید؟
ما همیشه لیگ ملت ها را بد و کند آغاز نموده ایم و بازی به بازی، با هماهنگی بیشتر، بهتر شده ایم. این شناسنامه والیبال ماست، پس این همه عجله برای دفن کردن انگیزه این بچه ها از کجا سرچشمه می گیرد؟
سناریوی تکراری ترور شخصیت؛ چرا قرعه باز هم به نام کاپیتان افتاد؟
پروژه بعدی منتقدان، بزرگ نمایی اشتباهات کاپیتان تیم، مرتضی شریفی است. می خواهم بدانم در کجای دنیای حرفه ای، خطاهای فردی یک ورزشکار در زمی که جزئی جدایی ناپذیر از هر مسابقه ای است، به پیراهن عثمانی برای حملات بی رحمانه و سیاه نمایی تبدیل می شود؟
انگار در این کشور رسم بر اینست که کاپیتان های تیم ملی والیبال همیشه باید زیر آوار حملات روانی و ترور شخصیت له شوند. یادمان نرفته با اسطوره ای مثل سعید معروف چه کردند؛ یادمان نرفته چرا معروف پس از خداحافظی، به کل از والیبال ایران فرار کرد و عطای حضور در این فضای مسموم را به لقایش بخشید. حالا تا شریفی جوان است و در آغاز این مسیر دشوار، می خواهید همان سناریوی تلخ را برای او هم تکرار کنید؟ چرا یک رویکرد بهتر و منصفانه تر را انتخاب نمی کنید؟
چرا وقتی قلم به دست می گیرید، یادتان می رود همین مرتضی شریفی بود که رکورد سرعت سرویس دنیا را از چنگال «ویلفردو لئون» اعجوبه لهستانی بیرون کشید؟ چگونه افتخارات ملی را به ثانیه ای فراموش می کنید اما برای یک اشتباه فنی، شمشیر را از رو می بندید؟
مرز بایکوت فنی و خصومت شخصی؛ پیازا و بازیکنانش
در این بین، موج سواری روی تصمیمات کادر فنی هم آغاز شده است. روبرتو پیازا به عنوان سرمربی، این حق قانونی و حرفه ای را دارد که بازیکنانش را تنبیه، جریمه یا نیمکت نشین کند. این یک رابطه کاملا درونی، فنی و تعریف شده میان سرمربی و بازیکنانش در تمام دنیاست و هیچ ربطی به جریان سازی های بیرونی ندارد. اما متاسفانه نوع و شدت حملاتی که از جانب بعضی جریان ها به بهانه این تصمیمات صورت می گیرد، دیگر نامش نقد فنی نیست؛ این هجمه ها بطور رسمی بوی خصومت شخصی می دهند.
یاد بگیرید مثل این تیم، بدون نمایش بجنگید
نکته ای که قلب هر ناظر منصفی را به درد می آورد این است؛ این تیم بر خلاف بسیاری، بدون هیچ گونه شوآف، نمایش رسانه ای و مظلوم نمایی، در میانه جنگ و بحران، با تنهایی مطلق فقط برای اهتزاز پرچم ایران کوشش کرد.
بچه های تیم ملی والیبال اکنون بزرگ ترین درس را به ما می دهند؛ آنها بهانه گرفتن و قربانی نمایی را کنار گذاشته اند و در همین وضعیت سخت، با تمام وجود اهتمام در پیدا کردن اشتباهات خود و جبران آنها در بازیهای بعدی دارند.
سخن آخر با آقایان منتقد و کارشناس
اگر این تیم جوان درحال یادگیری و رشد است، شما هم یاد بگیرید که برای بالا بردن میانگین دیده شدن خودتان، روحیه یک تیم ملی را از همان شروع سلاخی نکنید. موقع قضاوت، کینه ها و منافع شخصی را کنار بگذارید و همه جوانب، از خستگی مفرط ریکاوری ۲۰ ساعته تا سایه سنگین جنگ بر سر ورزش این کشور را درنظر بگیرید. این تیم جوان ماست؛ به جای سنگ اندازی، دستش را بگیرید.
به طور خلاصه دو بازی، دو شکست؛ یکی در مقابل میزبان مدعی که در آن فراتر از انتظار ظاهر شدیم و پایاپای جنگیدیم اما نشد، و دیگری برابر بلغارستان، آن هم در شرایطی که فاصله میان این دو مسابقه سنگین حسی حتی نزدیک به ۲۰ ساعت هم نبود! حتی لژیونرهای خارج از کشور ما هم برنامه ریزی شان به هم ریخت و ساختار تمرینی شان نابود شد. چرا وقتی قلم به دست می گیرید، یادتان می رود همین مرتضی شریفی بود که رکورد سرعت سرویس دنیا را از چنگال ویلفردو لئون اعجوبه لهستانی بیرون کشید؟
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب